پویا فایل

پویا فایل

پویا فایل

پویا فایل

بررسی نقش قرآن و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی

بررسی نقش قرآن و تأثیر آن در زندگی فردی و اجتماعی

بیان مسئله

بحث پیام ها و الگوهای قرآن از جمله مباحثی است که اگر به درستی تبیین شود تأثیرات قابل توجهی بر زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان بلکه جوامع انسانی و بشریت خواهد گذاشت.

چون الگوپذیری و پندگرفتن از فراز و نشیب های زندگی انسان ها و تاریخ گذشتگان راه را برای یک زندگی معنوی، بانشاط، امیدزا و کم هزینه ، هموار خواهد کرد، چه آن که استفاده از پیام های قرآن و موارد عبرت آموز آن که به امت های گذشته، پیامبران و رهبران الهی باز می گردد، دانش دینی و متعاقب آن احساس مسئولیت و وظیفه شناس انسان ها چه در زندگی فردی و چه در زندگی اجتماعی را افزایش داده و کارایی بیشتری را نتیجه خواهد داد.

3-1 اهداف تحقیق

«و هذا کتب أنزلنه مبارک فاتبعوه و اتقوالعلکم ترحمون» «و این کتابی است پربرکت که ما(برتو) نازل کردیم، از آن پیروی نمائید و پرهیزگاری پیشه کنید تا مورد رحمت قرار گیرید»(سوره انعام- آیه 155)

این آیه اشاره به نزول قرآن و تعلیمات آن کرده و می گوید:«این کتابی است که ما نازل کرده ایم، کتابی است با عظمت و پربرکت و سرچشمه ی انواع خیرات و نیکی ها»(وهذا الکتاب انزلناه مبارک)

و«چون چنین است به طور کامل از آن پیروی کنید و پرهیزگاری پیشه نمائید و از مخالفت با آن بپرهیزید شاید مشمول رحمت خدا گردید»(فاتبعوه واتقوالعلکم ترحمون)(مکارم شیرازی- 1376: ص 42)در دنیایی که ظلم و ستم غوغا می کندو ظالمان و زورگویان سعی دارند به جهانیان ثابت کنند که قرآن سخن خدا نیست و سخن بنده ی خدا است و ما هم به پا خواستیم تا به جهانیان حقانیت قرآن را به اثبات برسانیم و به همه گان بگوییم: قرآن مشعل هدایت و جوهر درایت و گنجینه ی معرفت و پناهگاه موحدان و ضامن سعادت بشر در دنیا و آخرت است.

قرآن خورشیدی است که متحیّران وادی ضلالت را به نور خود هدایت می کند و دردمندان وادی جهالت را از داروی معرفت خویش بهره مند می سازد.

4-1 اهمیت تحقیق

در این پژوهش سعی شده است نقش قرآن در ابعاد گوناگون در زندگی فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد و چون در این رابطه کتاب مستقلی نوشته نشده لازم است با استفاده از منابع دیگر مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

غربی ها به سرکردگی آمریکای جهان خوار، اسلام را به عنوان دشمن اصلی نشانه رفته است. آن ها با بهره برداری همه جانبه از وسایل ارتباطی و با برخورداری از پیشرفت صنعتی خویش قصد دارند تا جوامع اسلامی و به خصوص جوانان را از فرهنگ و ارزش های اسلامی نهی سازند. شکی نیست که قرآن به عنوان کتابی جامع و کامل از ذخایری بسیار ارزشمند و عمیق برخوردار است و ما باید با تفکر در آیات آن پرده از اسرار جهان کنار بزنیم و به علوم گسترده دست یابیم و بتوانیم بدین وسیله در راستای حفظ کیان مملکت اسلامی گامی برداریم.

5-1 ضرورت تحقیق

در هیچ نهادی از نهادی های اجتماعی و فرهنگی بشر نیست که قرآن در آن تأثیر نداشته باشد. تفاوت جوامع اسلامی با دیگر جوامع این است که در مکتب اسلامی از قرآن به عنوان یک الگوی کامل برای سعات انسان در دنیا و آخرت استفاده می شود. ضرورت دارد تأثیر قرآن در زندگی فردی و اجتماعی انسان را بشناسیم.

6-1 سئوالات پژوهش

سئوال 1: چرا فقط قرآن می تواند بهترین کتاب هدایت برای انسان باشد؟

سئوال 2: جایگاه نماز دردین اسلام و قرآن و زندگی انسان چیست ؟

سئوال3: آیا قرآن مثال هایی برای عبرت گرفتن و اسوه قرار دادن در زندگی دارد؟

سئوال 4: آیا آن چه به نام نظام اجتماعی قرآن و اسلام بر سر زبان هاست، همه ی لوازم و بایسته های یک نظام زندگی ساز را داراست؟

سئوال 5: به چه میزان قرآن در زندگی فردی و اجتماعی و حقوق بین الملل نقش دارد؟

سئوال 6: نقش قرآن در واقعه ی عاشورا چگونه بود؟

سئوال 7: آیا می توان قرآن را یک کتاب پزشکی دانست؟

سئوال8:آیا استفاده از قرآن در زندگی ما تحقق پیدا کرده است؟

- فرضیات پژوهش

فرضیه 1: قرآن بهترین کتاب برای هدایت انسان ها است.

فرضیه 2: نماز در قرآن و دین اسلام و زندگی انسان ها نقس مهمی ایفا می کند.

فرضیه 3: قرآن اسوه هایی برای عبرت گرفتن و هدایت انسان ها دارد.

فرضیه 4: آن چه به نام اجتماعی در قرآن و اسلام بر سر زبان هاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام زندگی ساز را داراست.

فرضیه 5: قرآن در زندگی فردی و اجتماعی و حقوق بین الملل نقش فراوانی دارد.

فرضیه 6: قرآن نقش مهمی در واقعه ی عاشورا ایفا کرده است.

فرضیه 7: قرآن یک کتاب پزشکی کامل است.

فرضیه8:استفاده از فرامین قرآن در زندگی ما تا حدودی تحقق پیدا کرده است.

7-1 تعریف واژگان اساسی تحقیق:

الف- قرآن: کتاب آسمانی مسلمانان که شامل صد و چهارده سوره است هشتاد و دو سوره ی آن در مکه نازل شده و به سوره های مکی معروف می باشد، سی و دو سوره آن هم در مدینه نازل شده و آن ها را سوره های مدنی می گویند.(عمید- 1361: 79)

ب- اجتماع: 1- گردآمدن- تجمع- انجمن شدن- فراهم آوردن 2- اتفاق کردن به چیزی 3- گروه فراهم آمده، دسته ای که برای هدفی مشترک گردهم آمده باشند. (معین- 1375 : 146)

ج- اخلاق: ج خلق – خوی ها- طبیعت باطنی – سرشت درونی- یا تهذیب اخلاقی یا تهذیب نفس- یکی از شعب حکمت عملی است و آن دانش بد و نیک خوی ها و تدبیر انسان است برای نفس خود یا یک تن خاص(معین- 1375: 174)

د- جامعه: مؤنث جامع- توده ی مردم و علاقه (عمید- 1361 : 365)

هـ - فرد: تک – تنها – یگانه – بی مانند – بی همتا- افراد و فرادی جمع- در اصطلاح ادب عبارت است از یک بیت شعر خواه هر دو مصراع آن قافیه داشته باشد یا مصراخ آخر (عمید – 1361: 763)

دلسوزی بسیار رهبران الهی

از آیات قرآن و تواریخ به خوبی استفاده می شود که رهبران الهی بیش از آنچه تصور شود از گمراهی مردم رنج می بردند؛ به ایمان آنها عشق می ورزیدند؛ از اینکه می دیدند تشنه کامانی در کنار چشمه آب زلال نشسته اند و از تشنگی فریاد می کشند، ناراحت بودند؛ اشک می ریختند؛ دعا می کردند؛ شب و روز تلاش و کوشش داشتند؛ در نهان و آشکار تبیلغ می کردند ؛ در خلوت و اجتماع فریاد می زدند؛ و از این که مردم راه روشن و راست را گذارده، به بیراهه می رفتند، غصه می خوردند؛ غصه ای جانکاه که گاهی آن ها را تاسرحد مرگ پیش می برد!

براستی تا چنین نباشد «رهبری» در مفهوم عمیقش ادا نخواهد شد.

گاه این حالت اندوه به قدری شدید می شد که جان پیامبر به خطر می افتاد و خدا او را دلداری می داد. در سوره شعراء آیات 3 و 4 می خوانیم؛

گوهی می خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینان ایمان نمی آورند! غم مخور ما آنان را آزاد قرار داده ایم و اگر بخواهیم آیه ای از آسمان فرو می فرستیم که گردن هایشان بی اختیار در برابر آن خاضع شود.

فروتنی با مؤمنان:

خدای متعال فرمود:

و در برابر مؤمنانی که از تو پیروی می کنند مهربان و فروتن باش

این تعبیر زیبا کنایه از تواضع توأم با محبت و ملاطفت است. همان گونه که پرندگان هنگامی که می خواهند به جوجه های خود اظهار محبت کنند، بالهای خود را گسترده، پایین می آورند و آنان را زیر بال و پر می گیرند تا هم در برابر حوادث احتمالی مصون بمانند و هم از تشتت و پراکندگی حفظ شوند، پیامبر نیز مأمور است مؤمنان راستین را زیر بال و پر خود بگیرد.( برجی- 1386: 224-231)

فرضیه 4:آن چه به نام نظام اجتماعی در قرآن واسلام بر سر زبانهاست همه ی لوازم و بایسته های یک نظام اجتماعی را داراست.

نظام وتفسیر اجتماعی :

همه میدانیم که توصیه ،از برنامه و دستگاه است .البته برخی از از توصیه ها به گونه ای است که انگشت انتخاب را بر یکی از نظام ها می نشاند ؛یعنی در عین آن که توصیه و رهنمود است ،اما یکی از راهکار های مناسب وموجود را بر می گزیند و به چشم می آورد .بنابراین بسیار ضروری است که قرآن شناسان ما ومفسران بزرگ حاضر ،یکی ازسه گزینه زیرراگزینش اعلان می کنند :

الف)حضور قرآن در زندگی اجتماعی و دنیایی انسان ،از رهگذر توصیه ها و رهنمود هایی است که در هر زمان ومکان، نظامی متناسب باآن زمان ومکان را تاب می آورد وخود نظام استانداردی را بخشنامه وترسیم نکرده است.به سخن دیگر ،نظام اجتماعی در اسلام ،امضایی است نه تأسیسی.

ب)جاودانگی وکامل بودن قرآن ،ابای از آن دارد که نظام اجتماعی روشن وهمخوانی را تدوین نکرده باشد و مردم را در این مهم به خود وانهاده باشد.ازاین جهت ، نظام اجتماعی وبرنامه زندگی قرآن ،همانند دستگاه اعتقادی آن است؛ یعنی همه اجزای رئیسی و اساسی زنگی مطلوب و اسلامی، در قرآن به صراحت و یا حداقل به اشارت بیان شده است .به سخن دیگر ، قرآن انسانها را با چند توصیه ورهنمود،تنها نگذاشته ودر جزئیات او را دستگیری وراهنمایی کرده است .پس نظام اجتماعی در اسلام،تأسیسی است نه امضائی.

ج)قرآن نظام خاصی را پیش ننهاده و به توصیه های پراکنده نیز بسنده نکرده است ؛بلکه توصیه های قرآن به گونه ای است که تا یک شکل ونظام اجتماعی- که در هر عصرو نسلی ، با تغییرات جزیی همراه است- راه چندانی ندارد؛ یعنی قرآن بااعلان وابلاغ خطوط کلی و برجسته یک برنامه منسجم و نظام وار اجتماعی ،برای هر جامعه ای شیوه ای خاص و قانونی جزیی نگر دارد .

تفاوت گزینه الف وب،روشن وبی نیاز از توضیح بیشتر است .اما گزینه ج،با دو فرد پیش از خود،تفاوت های ظریفی دارد که با اندکی توضیح ،آشکارتر خواهد شد .نظریه الف،رأساً منکر آن است که اسلام و قرآن ،شیوه و نظام خاصی را برای اداره زندگی به همه انسان ها در همه اعصار پیشنهاد کرده باشد .

سخن ب،درست مقابل دعوی الف است و قرآن را همان گونه که دستگاه اعتقادی لا یتغیر و ثابتی دارد ،دارای نظامی نسبتا ثابت و فراگیر و جاودانه می داند .ج،راهی میان آن دو پیشه گرفته و قرآن راحاوی توصیه هایی میداند که در هر عصری و میان هر اجتماعی ،تنها نوعی خاص از نظام جمعی و زندگی روزانه را می پسندد.به خلاف ب،که معتقد است قرآن از این جهت حساسیتی ندارد و همه گاه با هر نظامی که بتواند به توصیه های او عمل کند ،سر آشتی دارد و دست دوستی می دهد ،و میتواند در یک زمان با چندین برنامه متفاوت و مختلف الشکل کنار بیاید .

نگارنده به خود اجازه دواری و انتخاب یکی از سه گزینه پیش گفته را نمی دهد ،اما از آن جا که این مشکل ویا شبیه آن در دیگر اجزای حیات بشری نیز رخنه گر شده است ،ضروری میداند که هر چه زودتر صاحب نظران و اسلام شناسان بزرگ و معتبر جهان اسلام ، در این باره اظهار نظر و یا دست کم بحث وبررسی کنند .زیرا این تردید که هر اندیشمندی را بر سر سه راهی قرار می دهد ،در غیر برنامه زندگی و حیات اجتماعی بشرنیز چنگ و دندان نشان میدهد و صاحبان اندیشه وقلم را به چالش و مصاف با خود می خواند .این سه راهی ،در مسیر اقتصاد ،سیاست،فلسفه،عرفان وحتی علم تفسیر نیز قرار دارد . به حتم مشکلی با این ابعاد و گستردگی ، اگر پاسخی در خور نیابد ،ویرانگر و تشتت زا خواهد بود .بسا آشفتگی در فکر وعمل ،که فرآورده این گونه تردید ها است،وچه بسیار منازعات که از محل خود-یعنی گرهگشایی از عقده بالا- آغاز نشده است واز همین روی پایانی نخواهد داشت.

شمار بالایی از نزاع هایی که میان دانشمندان اسلامی در مباحث اجتماعی و سیاسی روز است از آن روست که پیش تر تکلیف خود و پیروان خود را درباره پرسش روشن نکرده اند ؛یعنی بدون آن که نخست معلوم کنند که اسلام و قرآن را مشتمل بر چه نظام و یا توصیه هایی میدانند ،به بحث و نظر می پر دازند وپیش ازآن که عقیده خود را در باره نظام مند بودن یا نبودن رویه اجتماعی اسلام،روشن کنند ،درباره توصیه های قرآن به اجتماع وانسان ها سخن می گویند .این نقیصه آنچنان اساسی است که راه را بر هر گونه نتیجه سودمندی میبندد ،و بلکه هر نتیجه ای را در دامی از تردیدهای بی حاصل وپرسش های بی پاسخ می اندازد.

مثلا در جهان فلسفه ،هر سه مدرسه عمده فلسفی ،یعنی فلسفه مشاء فلسفه اشراق ،و حکمت متعالیه،به قرآن استشهاد و گاه از آن استظهار می کنند؛البته با تفاوتی که در کمیت و کیفیت آنهاست .مرحوم علامه حلی آیه شریفه اَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبّکَ أنَّهُ عَلا کلِّ شَیءٍشهیدٌ(سوره فضلت- آیه ی53)را اشاره به برهان ‹‹وجوب وامکان››میشمارد ومرحوم علامه طباطبایی آیه هفدهم سوره رعد را دلیل روشن بر اصالت وجود میداند .این در حالی است که برخی گنجاندن قرآن رادر قالب بحثهای نظری و اصطلاحات فنی ،ناروا وناسزا میشمارند.حلقه ای از مباحث عرفا ن نظری و سلسله ای از سالکان رسمی وفرقه ای نیست که برای مبانی و آداب خود به آیه ای از قرآن دست نیازند ،و این دست یازیدن ها ترجیع بند همه علوم و فنون جاری در میان مسلمان هاست .حتی کسانی گفته اند:این که حافظ در غزل های خود یک موضوع را اساس قرار نداده و هر بیت را به پیشگاه مضمونی برده است ،اقتفا واثر پذیری از قرآن است.زیرادرآیات قرآن نیز چنین پراکندگی دیده میشود .

حال که از براهین فلسفی تا ساختمان ذوقی ترین غزلیات فارسی را می توان به قرآن نسبت داد ،آیا این ضرورت احساس نمی شود که باید راجع به خود قرآن و صراحت ها و اشارت های آن ،به گونه ای شفاف وخالی از اجمال وابهام نظریه پر دازی کرد و ازجمله معلوم داشت که قرآن گرامی در باره نوع زندگی و اجتماعات بشری ،تا کجا وچگونه سخن گفته است ؟آیا قرآن به توصیه های ارشادی و یا مولوی بسنده فرموده یا این که اساس و بدنه یک نظام نیرومند و جاودانه را در اداره جامعه اندیشیده است ؟از طرفی ،آشفتگی وتشتتی که در بالا ازآن سخن رفت،به نظر ناگزیر و حتی گاه مطلوب میرسد .یعنی قرآن خود بدین رضایت میدهد که ابشخور همه نحله ها و اندیشه ها باشد و اگر شاه خوبان است ،منظور گدایان نیز باشد به قول حافظ:

زلف در دست صبا ،گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی منظور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

هر کس از مهره مِهرتو به نقشی مشغول عاقبت با همه کج باخته ای یعنی چه

آنچه که نمی توان در آن تردید کرد ،تحصیص بخش مهمی از آیات قرآن کریم به موضوعات اجتماعی ومربوط به زندگی است.این اهمیت ویژه را می توان دریافت ،و ازهمه مهمتر و جاندارتر بخش قابل توجهی از خطبه های نهج البلاغه در باره اسلام و قرآن است .حضرت امیر مؤمنان،آنگاه که آثار بعثت پیامبر را بر میشمارد، بیشتر پیامدهای اجتماعی و زندگی ساز اسلام را گوشزد می فرمایند .ایشان در مقایسه میان زندگی انسانها پیش از بعثت و پس ازآن ،بیشتر به تفاوتهای مربوط به زندگی انسانها ،در این دوره توجه می کنند .حتی گاه بلافاصله پس ازآن که خاطر نشان میکنند قرآن واسلام برای انسانها توحید را به ارمغان آورد ،بی درنگ از مواهب و داده های اجتماعی اسلام سخن به میان می آورند .از بابت نمونه ،یک فراز از خطبه صد و نود و هشت نهج البلاغه را شاهد می آوریم.بااین توضیح که ازاین دست مطالب درنهج البلاغه به فراوانی یافت میشود و برخی آنها چنان شهرت دارند که نگارنده خود را از یادآوری آنها بی نیاز می بیند:

ثُمَّ انَّ االلهَ بَعَثَ محمداً(ص)بالْحقِّ حینَ دَنا مِنَ الذنیا الانْقِطاعُ واقْبل منَ الاخرةِالاطِّلاعُ.واَظْلَمَتْ بَهْجَتُها بعدَ اشراقٍ وقامَتْ بِاَهْلِها علی ساقٍ .وخَشُنَ مِنها مِعاد و اَزِفَ منها قیاد .انقطاعٍ من مُدِّتها،و اقترابٍ من اَشراطها وتصرُّمٍ مِِنْ اهلها وانْفِضامٍ من حلقَتِها ،وانتشارٍ مِنْ سببها و عفاءٍ من اعلامِها وتکشُّفٍ مِنْ عوراتِها وَ قِصَرٍ طُولِها. جَعَلَهُ الله بلاغاً لرسالته ،وکرامةً لاُمّتِهِ و ربیعاً لاهلِ زمانه ،و رفعةً لاعوانِهِ وَ شَرفاً لِاَنصارِةِ.‹نهج البلاغه-خطبه ی198›.

پس خدا محمد را- که درود وی بر او و خاندان اوباد- به حق بر انگیخت ،آنگاه که پایان دنیا نزدیک بود و آخرت روی آور و جهان پس از روشنی و زیبایی ،تاریک،زندگی مردمش،دشوار،و آرام جای آنان ناهموار .جهان به نیستی و فروریختن نزدیک گردیده مدت آن به سر رسیده ،و نشانه های آن پدید و پیوند مردمش با آن بریده و حلقه های پیوندشان ازهم گسیختگی شان بسیار،ونشانه های رستگاری ناپدیدار ،و زشتی های دنیا آشکار ،رشته عمرش کوتاه و به سر رسیدنش نمودار .این هنگام خدا اورا مأمور رساندن شریعت ‍‍]به مردمان]کرد و موجب ارجمندی امت،و بهار مردم زمانش ،و مایه سربلندی یارانش ،و موجب شرف یارانش .



خرید فایل


ادامه مطلب ...